کانون دخترانه تسنیم

این وبلاگ مکانی برای دردودل با تمام دختران سرزمینم علی الخصوص دوستانم در کوچک دانشگاه بزرگ (دانشگاه صنعتی کرمانشاه) می باشد...

کانون دخترانه تسنیم

این وبلاگ مکانی برای دردودل با تمام دختران سرزمینم علی الخصوص دوستانم در کوچک دانشگاه بزرگ (دانشگاه صنعتی کرمانشاه) می باشد...

کانون دخترانه تسنیم

کانون فرهنگی دخترانه تسنیم به مدد جمعی از دانشجویان در دانشگاه صنعتی کرمانشاه تاسیس شده است...

پیشکش به مولا حاضرمان...

ماییم و حکایت پریشانیمان
داغی که نهان شد به غزل خوانیمان
ما و تب حیرت، تب سرگردانی
خورده است غم فراق به پیشانیمان

۶ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۶
ارديبهشت

فرشته‌ به‌ زمین‌ آمد و از دیدن‌ آن‌ همه‌ فرشته‌ بی‌بال‌ تعجب‌ کرد. او هر که‌ را که‌ می‌دید، به‌ یاد می‌آورد. زیرا او را قبلاً‌ در بهشت‌ دیده‌ بود. اما نفهمید چرااین‌ فرشته‌ها برای‌ پس‌ گرفتن‌ بال‌هایشان‌ به‌ بهشت‌ برنمی‌گردند.

روزها گذشت‌ و با گذشت‌ هر روز فرشته‌ چیزی‌ را از یاد برد. و روزی‌ رسید که‌ فرشته‌ دیگر چیزی‌ از آن‌ گذشته‌ دور و زیبا به‌ یاد نمی‌آورد؛ نه‌ بالش‌ را و نه‌ قولش‌ را.

فرشته‌ فراموش‌ کرد. فرشته‌ در زمین‌ ماند. فرشته‌ هرگز به‌ بهشت‌ برنگشت.

 عرفان نظر آهاری

  • دختری از تبار تسنیم
۲۵
ارديبهشت

زینب برخیز که هنوز، کاروان کربلا چشم به دستان نوازشگر تو دوخته است



برخیز! که هنوز این خاک سوخته، خنکای نسیم نگاه تو را فریاد می‏زند ... و این صحرای تشنه، محتاج شبنمی از چشمان ‏توست که به گل نشیند . هنوز بر فراز بلندای نیزه ‏ها، نام مقدس تو، فریاد می‏ شود و پیکرهای خون آلود، قیام تو را چشم انتظارند ... 
هنوز گهواره کودکان، تلنگر دستان تو را می‏ طلبد و گلدسته ‏ها اذان یاد تو را زمزمه می ‏کند . 
هنوز پشت همه پندارهای سرخ، پشت همه زمان‏های کبود، پشت همه پیشانی ‏های شکسته، پشت همه زخم‏های شکوفا، خیال تو می ‏وزد و هنوز زمین پس از سال‏ها، معجزه ‏ی پیامبر گونه ‏ات را در شام فراموش نکرده است ... 

  • دختری از تبار تسنیم
۲۳
ارديبهشت

امیرالمومنین امام زمان خودش بود، این آقا رو به جایی می‏رسوننش که میره بالای منبر، این و می‏خونه: (آیا ممکنه یه روز امام زمانم ما رو اینطور خطاب کنه؟؟؟) خطبه 27 نهج ‏البلاغه: ای مردنمایان نامرد! ای کودک صفتان بی‏خردکه عقل‏های شما به عروسان پرده نشین شبیه ماند، چقدر دوست داشتم که هرگز شما را نمی‏دیدم! (یعنی آدم به یه جایی برسه، انقدر سست عنصر بشه که امام زمانش بهش بگه ای کاش من هیچ‏وقت تو رو ندیده بودم...) و هرگز شمایان را نمی‏ شناختم، که شناخت شما، به خدا سوگند جز پشیمانی برای من نداشت، و اندوهی غم‏ بار سرانجام شد، خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پرخون و سینه ‏ام از خشم شما مالامال است. جرعه ‏های غم و اندوه را جرعه جرعه بر گلویم ریختید و با نافرمانی و ذلت پذیری، رای و تدبیر مرا تباه کردید...


(در جای دیگری می‏فرماید:) کار را به جایی رساندید که دنیا انقدر من را پایین آورد، انقدر پایین آوردید، انقدر پایین آوردید که مردم می‏گویند معاویه وعلی!(اون معاویه رو که به 4 پدر نسبت می‏دهند، اسمش و با من علی آوردند)
  • دختری از تبار تسنیم
۲۰
ارديبهشت

در حوالی میدان بساطش را پهن کرده، فریب می فروخت...

مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می کردند و بیشتر می خواستند.

توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص، دروغ و خیانت، جاه طلبی و قدرت

هر کس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد.

بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان

بعضی ها ایمان می دادند و بعضی ها آزادگی شان را

شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد

حالم را بهم می زد دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم


  • دختری از تبار تسنیم
۱۱
ارديبهشت

سلام دوستان، از طرف کانون فرهنگی تسنیم، در لابی‏ های دانشکده‏ ها، دیروز کلیپی از استاد رائفی پور درمورد مدیریت زمان پخش شد.

گزیده ‏ای از سخنان استاد رائفی‏ پور:

خیلی از ماها وقت خودمون و بی خود تلف میکنیم، زمانمون و از دست میدیم، غافل از اینکه به اماممون میگیم، امام زمان، ولی عصر. جالبه الفاظی که برای ایشان استفاده میشه همیشه ربطی به زمان داره، اما ما همیشه گم در زمان هستیم. چه از این جهت که در نبود ولی معصوم در سردرگمی به سر می‏بریم، از طرف دیگه هیچ برنامه ‏ای برای ایشان نداریم.


هر کدوم از شما بزرگواران تو هر سن و سالی که هستید، ازتون بپرسن تا الان چه جوری گذروندین، واقعا می‏گید مثل یه لحظه از عمر ما گذشت. اما هیچ برنامه‏ ای هم نداریم. وقتمون و صبح تا شب به بطالت می‏گذرونیم،


انگار بی ارزش‏ترین چیزی که تو کشور ما وجود داره، زمان


  • دختری از تبار تسنیم
۰۶
ارديبهشت

آغاز می‏کنیم به نام خداوند قادر مطلق ...

خدا مشتی خاک برگرفت. می خواست لیلی را بسازد .

از خود در او دمید و لیلی پیش از آنکه با خبر شود، عاشق شد .

سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد. لیلی باید عاشق باشد زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد عاشق می‏شود .

لیلی نام تمام دختران زمین است؛ نام دیگر انسان .

خدا گفت :

به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید. آزمونتان تنها همین است: عشق. و هر که عاشق‏تر آمد، نزدیکتر است. پس نزدیکتر آیید، نزدیکتر. عشق، کمند من است. کمندی که شما را پیش من می آورد. کمندم را بگیرید .

و لیلی کمند خدا را گرفت .

خدا گفت :

عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من. با من گفتگو کنید .

و لیلی تمام کلمه‏ هایش را به خدا داد. لیلی هم صحبت خدا شد .

خدا گفت :

عشق، همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.

و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند .

 

عرفان نظرآهاری

از کتاب " لیلی نام تمام دختران سرزمین است "

 

  • دختری از تبار تسنیم